دل بیقرار

دوستت داشتم و خواهم داشت

اللّهُمَّ ارْزُقنا  ِرزْقاً حَلالاً واسِعاً وَ اجْعَلنا مِنَ الشاّ كِرين

خدايا به ما روزي حلال و فراوان بده و ما را از سپاسگزاران قرار بده

*************

سلام دوستان

حتما قبل از خوردن غذا این دعا رو بخونید

این دعا رو من هر سال یاد دانش آموزانم میدم

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 9:0 توسط ؟؟؟!!!...|

به احتمال 90 درصد دیگه به این وبلاگ نمیام

*

*

*

*

خداحافظ خاطرات شیرینم


خداحافظ ای عشق تمام نشدنی


خداحافظ ای کسی که نخواستی بفهمی دوستت دارم



شاید برای همیشه این کلبه را حذف کنم



باور نمی کنم که تو  اون آدم گذشته ایی

شاید که خسته شدی و از عشق من گسسته ایی

باور نمی کنم که این حرفهای تلخ حرف توهه

....




التماس دعا

نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 10:30 توسط ؟؟؟!!!...| |

نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 18:39 توسط ؟؟؟!!!...| |

کاش میشد روی قلب سرنوشت

لحظه های با تو بودن را نوشت

نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 18:33 توسط ؟؟؟!!!...| |

بسم رب النور

ربم واقعا امشب شب عزیزیه؟؟؟

وقتی میگن امشب می تونی هرآرزویی داری بگی ،

یعنی هر چی دعا کنی برآورده میشه؟؟؟

پس چرا هر سال همچین شبی دعا میکنم و صدات میزنم اما جوابی نمیدی؟؟؟

گر چه همیشه صدات میزنم ولی میگن این شب شب آرزوهاست

شاید من خوب بهت نزدیک نیستم که صدایم به اون عرش کبریاییت نمی رسه

مهربانم به حق این شب عزیز شب لیله الرغائب خواهش میکنم که حاجتم رو بده

خدایا میخام نیمه شعبان حاجتمو گرفته باشم

میخام این لطف رو در حق اونی کنی که 5 ساله دارم براش دعا میکنم

مهربونم به حق این شب عزیز دست رد به سینه ام و سینه اش نزن

انشالله این بار صدایم را بشنو و بگذار که میان دوست و دشمن موفق شود

بغض گلوم رو حسابی میگیره........

وقتی به این حس میرسم که یکی هست صدات رو می شنوه ، اعمالت رو میبینه، هر غلطی دارم در طول روز میکنم داره منو نگاه میکنه

اما من احمق چقدر دور هستم از این نور واااااااااای چرا خجالت از ربم نمی کشم

وقتی حس میکنی یکی میاد در خلوتت پا میگذاره و اشکاتو دونه دونه جمع میکنه

پس چرا اینقدر گناه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم ، خیلی خوب میدونم به خاطر گناه های من هست که حاجتمو نمی گیرم

پس ربم از همین الان از شما میخام که من رو ببخشی

درسته دستام خالیه ، ولی لبریز شده از گناه های رنگ و وارنگ!!!!!!!!!

پس ازت میخام ، با تمام وجودم میخام که دستمو بگیری

خداجون ، من به قولت امید دارم

خودت گفتی صدام کنی بدون جواب بر نمی گردی

خداجون امروز در کلاس استاد عزیز گفت بدون هر موقع یاد خدا افتادی خدا زودتر صدات زده که داری صداش میکنی

یعنی شما دو بار من را میخوانی ولی من یک بار

چقدر مهربونی خدا جون که اینقدر منو به طرف خودت فرا می خوانی

خدایا به حق این شب عزیز همه رو به آرزوهاشون برسون.

خدایا شیرینی بخشش و محبتت را به ما بچشان.

 

 

دوستان عزیز یادتون باشه دل پاکتون امشب تا هر جایی که پر کشید و به اوج آسمان ها رسید منو هم دعا کنید

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 17:39 توسط ؟؟؟!!!...| |

خیال میکردم عشق عروسکی است
که میتوان با ان بازی کرد
ولی افسوس اکنون که معنی عشق را
درک کردم
فهمیدم که خود عروسکی هستم بازیچه دست سرنوشت...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:35 توسط ؟؟؟!!!...| |

سر خود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
منشین در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین
نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت این گونه نشاند
با تو چون دشمن دارد سر جنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ رو با ش ازین عشق و سرافراز بمان
راه عشق است که همواره شود از خون رنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:21 توسط ؟؟؟!!!...| |

همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستی

                                  که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی!!

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:19 توسط ؟؟؟!!!...| |

خدایا دلم خیییییلی تنگ شده برای مهربونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای آرامشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای لب فرشتهــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای گرمی دستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای گرمی صدای دلنشینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای نجواهای شبانهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای یه لبخند گرم و شیرینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای ارتباطی دوبارهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای دیداری عمیق و نهاییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای خوشبختیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای محبتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای آغوش گرم و بی پایانتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا دلم تنگ شده برای ........................................

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 13:34 توسط ؟؟؟!!!...| |

سلام ربم

خیلی دلم تنگ شده برات که یه جایی برم و باهات خلوت کنم

خیلی دوست دارم که بلند بلند گریه کنم بدون هیچ مزاحمی

ربم ، خالقم، معبودم چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منی که غرق گناه هستم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این کلاسی که من میرم چرا خیلی ها نتونستن بیان خیلی ها که از من بهتر هستن خیلی ها که از من بهت نزدیک تر هستن حتی پول ریختن به حساب اما نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداجون وقتی در کلاس مهارتهای زندگی قرآنی نشسته ام خیلی از خودم خجالت میکشم

آخه میدونی من کجا و این کلاس کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا میدونم که حتما یک جایی در زندگی ام یک کار خیری انجام داده ام و مطمئنـــــــــــــــــم که دعای کســــــــــــــــی پشت سر من هست که منـــــــــــــــــــو در این مسیر قرار داده

خداجون وقتی استادان عزیز دارن صحبت میکنن واقعا اشک در چشمام حلقه میزنه بخصوص وقتی میگن همه کس لیاقت ندارن که به این کلاس بیان خدا جون لیاقت به چی میدونی ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟؟

چه کسایی باید توفیق این کلاس رو داشته باشن؟؟؟؟؟

خداجونم من خیلی احساس تنهایی میکنم

خداجون به حق فاطمه زهرا (س) خیلی دوست دارم دستمو بگیری ببری در آغوش خودت

خدایا چرا من 3 روزه چشمام اشک داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا آروم نمیشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا وقتی میخای منو به خودت نزدیک کنی اینقدر خورد میشم

ربم من که خیلی توی زندگی ام سختی کشیدم

مهربانم خودت که میدونی همیشه خواسته ام روی پای خودم بایستم حتی راضی نیستم متکی به والدینم باشم

خداجون خواهش میکنم کمکم کن

خدایا منو ببر پیش خودت

خدایا از این زندگی خسته شدم

خدایا همه میگن باید ... آخه چقدر ؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا صبر من که صبر حضرت ایوب نیست

خدایا اشتباه نگیر من یک دختر هستم که روحیه حساس و ظریفی دارم خدایا همه چیز و همه کس رو سر راه من قرار نده من تحمل ندارم

خداجون به حق خوبیهات قسمت میدم منو ببر پیش خودت

خدایا چرا در این دنیا نمیشه کسی رو از ته دل دوست داشت ؟؟؟؟؟؟؟

یا خودت نمیخای یا کسی باور نمیکنه که دوستش داری

مهربانم خیلی خسته هستم از خودم ، از دنیا، از همه آدمها ، از همه نگاه ها .....

خدایا خیلی تنهام منو تنها تر از این نگذار

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 13:17 توسط ؟؟؟!!!...| |

بگو دکترا برن این نفسای آخره
تو برام فقط بخند اینجوری خیلی بهتره
دم آخری بزار سیر بشینم نگات کنم
غزل آخرمو فدای خنده هات کنم
عزیزم گریه نکن خراب هر هق هقتم
کاش نفس یاری کنه بازم بگم عاشقتم
بگو هیچکسی نیاد میخوام باهات تنها باشم
دستات رو به من بده که دارم از هم می پاشم
دیگه بی تابی نکن آشفته حالم میکنی
از همه چیه من بگو بگو حلالم میکنی؟

نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 13:46 توسط ؟؟؟!!!...| |

به نام خالق زیبایی ها که هر چه داریم ز اوست

 

سلام زهرا جون

خوبی مهربون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الهی قربونت برم که اینقدر موفق هستی

زهرا جون امروز رو با نام خدا شروع کردی می دونی که چقدر پروردگار هواتو داره

آخ الهی قربونش برم این معبود عزیز که نمی گذاره اذیت بشی حالا که اینقدر دوستت داره بد میشه که دوستت نداشته باشم (خودمو عرض میکنم) . چقدر خوب هست که خودم رو دوست دارم الهی که همیشه مثل الان هر جایی که هستی باعث افتخار باشی.

چقدر دوست دارم که همیشه سربلند و موفق باشم.

خدایا مرسی که خودم رو بهم شناختم و باعث شدی که هم معبودم و هم خودم را دوست داشته باشم.

یا خدا، معبودم به اندازه تمام شن های اقیانوس ها ، کوه ها، زمین شکــــــــ ـــــــــــــــــــرت و دووووووووووووووووسـتت دارم (هم خودم و هم معبودم)

از همین جا خودم و خدایم را بوس میکنم به خاطر همه موفقیت هایم.

نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 13:26 توسط ؟؟؟!!!...| |

دلم گرفته آسمون   

               نمي تونم گريه كنم
                شكنجه مي شم از خودم

                             نمي تونم شكوه كنم
                             انگاري كوه غصه ها                      

                                          رو سينه من اومده
                                          آخ داره باورم مي شه                   

                           خنده به ما نيومده
                           دلم گرفته آسمون                       

                از خودتم خسته ترم
                تو روزگار بي كسي                     

يه عمر كه دربدرم
حتي صداي نفسم                      

              مي گه كه توي قفسم
              من واسه آتيش زدن                   

                          يه كوله بار شب بسم
                          دلم گرفته آسمون                      

                                       يه كم منو حوصله كن
                                               نباشه ازاين روز گار                   

يه خورده كمتر گله كن

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 21:23 توسط ؟؟؟!!!...| |

Design By : Night Melody